سرنگونی

2006/06/02

 دستاوردهای نظام




فحشا؛ دستاورد حوزه علميه و تفکر اسلام ناب محمدی..

در اطراف حرم امام رضا و در داخل حرم زنان زيادی هستند که برای صيغه شدن به آنجا ميايند و برايشان فرقی ندارد که يک ساعت باشد يا يک ماه و يا ... و يا آن شخصی که آنان را صيغه ميکند ايرانی باشد يا عرب! تازه آنان با عربها بخاطر پول زيادی که دارند بيشتر ميروند .

در مشهد و در محله ای به نام الهی که در اطراف مشهد است زنانی که مشکل مادی دارند يک منزل در آنجا اجاره ميکنند و در منزلی که اجاره کردند برای كسب در آمد و بقای خود و كودكانشان، به تن فروشی ميپردازند . در آن محله، فقر به حدی زياد است كه بطور متوسط 80% از خانه های اين محله منبع در آمدشان همين كار است.

محلهای ديگری هم مانند ”محله طلاب” و ”انتهای آب و برق” و ”گل شهر” و ” نوده” و ” سه راه فردوسي” و غيره .... هم هست كه مردم محروم اين نواحی به توصيه آخوندهای دين فروش اينكار را برای زنان مباح و حلال دانسته اند و بجای اينكه برای اين زنان محروم كار و شغل مناسب و آبرومندانه ای ايجاد كنند, آنان را به تن فروشی تشويق ميكنند.

اين مناطق همگی از مناطق كم درآمد است . هر انسان آزاده ای كه ذره ای غم و درد مردم محروم، او را منقلب ميكند، اگر اين صحنه ها را ببيند آرزوی مرگ خواهد كرد . نميدانيد چقدر دردناک و غم انگيز است تا خودتان اين صحنه ها را نبينيد نميتوانيد فاجعه ای كه بود و نبود و انسانيت مرد و زن را به نابودی كشانده است را درك كنيد.



 



خامنه ای سال "سگ" را سال پيامبر اعظم ناميد

امسال بر اساس تقويم ايرانی، سال سگ نامگذاری شده. از نظر اسلام سگ حيوان ناپاکی است اما قسمت جالب کار اينجاست که به دستور خامنه ای، امسال سال پيامبر اکرم محمد بن عبدالله نامگذاری شده. رهبر انقلاب در پيام نوروزی خود با نامگذاری سال سگ به نام محمد، در ادای دين خود به پيغمبر اسلام سنگ تمام گذاشت . مسلمانان دو آتشه مذهبی به جای اينکه مدام هر چه فحش و ناسزاست را نثار کسانی نمايند که با دليل و منطق اسلام را محکوم می کنند؛ بهتر است يکبار هم که شده به خاطر دفاع از حيثيت برباد رفته پيامبرشان جلوی خامنه ای بايستند.





تنها گوشه ای از قتلهای زنجيره ای..
گماشتگان آدمکش ولايت اينگونه منتقدان را سر بريدند:

داريوش فروهر، رهبر حزب ملت ايران به‌همراه همسر خود در خانه با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيدند. فروهر با 26 ضربه‌ی چاقو در طبقه‌ی پايين خانه‌ی شخصي‌اش به قتل رسيده بود، در حالي‌كه آن‌روزها از درد مهره گردن نيز رنج مي‌برد و به‌تازگی يك عمل جراحی را پشت‌سر گذاشته بود. همسر او، پروانه اسكندری نيز با 25 ضربه‌ی چاقو و به‌شيوه‌ای مشابه در طبقه‌ی بالای همان ساختمان كشته شده بود، در حالی كه آن روزها به‌شدت اسير بيماری آنفولانزا بود. آن دو با هم در يك ساختمان و به‌شيوه‌ای مشابه به قتل رسيده بودند تا آن سخن مصدق درباره‌ی آن‌ها تا آخرين لحظه‌ی زندگي‌شان هم صادق باشد كه: "آن دو در و تخته‌ای هستند كه خوب به هم جوش خورده‌اند."

قاتلان، شبی را برای قتل آن دو انتخاب كرده بودند كه كسی جز آن‌ها در خانه نباشد و اين‌چنين بود كه در لحظه‌ی قتل، شب يكشنبه، حتی سرايدار نيز در خانه نبود. صبح روز بعد حسين شاه‌حسينی اگرچه بر مبنای قرار قبلی به خانه‌ی دوست خود مراجعه كرده بود اما در را به‌روی خود گشاده نديد. بعد از ظهر آن‌روز، وقتی دو نفر از دوستان نزديك فروهر نيز در مراجعه به منزل او، در را به روی خود گشوده نديدند، يكی را از بالای در به داخل فرستادند تا شايد از نگراني‌شان كاسته شود. اوضاع مرتب و همه‌چيز بر طبق قرار قبلی پيش رفته بود: داريوش فروهر بر صندلی خود نشسته بود، در حالی
‌كه دهانش باز و خون‌آلود بود. او و همسرش به قتل رسيده بودند.

 




زنان عربستان قبل از اسلام جايگاه والاتری داشتند

بسيار گفته اند و شنيده ايم که: زنان در عربستان پيش از اسلام از هيچگونه پايگاه مردمی برخوردار نبودند و عربها دختران نوزاد خود را زنده بگور می کردند و اسلام اين آيين زن ستيز را از ميان برداشت و به زن پايگاه اجتماعی بخشيد.
اما با نگاهی به داده های تاريخ و نوشته های خود مسلمانان در می يابيم که اين سخن بنياد درستی ندارد بسياری از اسلام شناسان بزرگ جهان بر اين باورند که زنان در همبودگاه عرب از پايگاه بسيار والاتری برخوردار بودند، البته شک نيست که در برخی از قبيله های دور افتاده و چادر نسشين که آب و نان بسنده نداشتند به چنين کارننگينی دست می زدند اما رويهمرفته پايگاه زن در عربستان بسيار بالاتر از آن بود که پس از اسلام فرو برده شد

استاد پرفسور مسعود انصاری در نسک بسيار ارجمندی بنام « باز شناسی قران » بنمايه های بسياری را گرد آوری کرده است که نشان می دهند در عربستان پيش از اسلام چندين بار زنان به فرمانروايی رسيدند و بسا که به کار دادوری پرداختند و ما می دانيم که اسلام زنان را شايسته داوری و فرمانروايی نمی داند. بانو خديجه همسر پيامبر اسلام خود نمونه ی گويايی است که زنان پيش از اسلام در گزينش هر کار و پيشه ای آزاد بودند در زمينه ی همسر گزينی هم زنان از آزادی گزينش همسر برخوردار بودند، باز هم نمونه اش بانو خديجه اس، او بود که محمد را به همسری برگزيد ولی اسلام اين آزادی را از زن گرفت در آيه ی 223 سوره ی بقره آزادی جنسی را يکسره از زنان می گيرد و آنان را کشتزار شوهران برا ی تخم ريزی بشمار می آورد: « زنان کشتزار شمايند برای کشت به آنها نزديک شويد » .

خطبه ٨٠ نهج البلاغه:

معاشرالنّاس ان النساء نواقص الايمان نواقص الحظوظ نواقص العقول..

ای مردم ،زنها از ايمان و ارث و خرد کم بهره هستند.اما نقصان ايمان آنها به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن است در روزهای حيض و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن به جای گواهی يک مرد است و از جهت نقصان نصيب و بهره هم،ارث آنها نصف ارث مردان می باشد.پس از زنهای بد پرهيز کنيدو از خوبانشان بر حذر باشيد و در گفتار و کردار پسنديده از انها پيروی نکنيد تا در گفتار و کردار ناشايسته طمع نکنند.
 




فقه جعلی شيعه در مورد زنان

داستانهايی که ملاهای زن باره شيعه از حضرت فاطمه ساخته اند و مقامی که برای او معين کرده اند (بالاتر از همه زنان عالم) فقط با هدف استثمار و به بردگی و کنيزی کشيدن زن مسلمان است. در مورد زن ستيزی آنچه به نام اسلام به ما معرفی شده، سخن بسيار است اما فقه جعلی شيعه نيز با افسانه سرايی در باب حضت فاطمه، زن نمونه اسلامی را موجودی غير اجتماعی، نهفته در گوشه خانه، توسری خور و ظلم پذير معرفی می کند و همه زنان و دختران را به اين نوع زندگی فلاکت بار فرا می خواند. چه حياتی که تشيع صفوی شايسته زن می داند از حجابش تا فرمانبردار بودنش در مقابل پدر و برادر و شوهر، همه زجر و شکنجه و عذاب است و عذاب ديدن و عذاب رساندن نيز سنگ بنای آنچه خمينی اسلام ناب محمدی ناميده است





پاسداران خيالی ولايت فقيه

بر طبق اخرين تحقيقات از درون سپاه پاسداران حاکی از آن است که نيروی دفاعی سپاه پاسداران رژيم بيش از ۳۰۰۰۰ نفر نيروی داوطلب ندارد !.... کجا هستند آن لشکر يک ميليون و يا بيست ميليون نفری محمد رسول الله ...؟ که آنهم يک شبه بر باد رفتند ! آری برادران سپاهی بريده اند ! تمام قوای جمهوری اسلامی خلاصه شده در سپاه بدر و سپاه قدس ...! ترس عظيمی از مرگ و دنياخواهی و از دست دادن سرمايه های باد آورده در سپاه و نيروهای اطلاعاتی و امنيتی موج می زند . تمام تلاش دولت و سپاه برای بدست آوردن موشکهای ضد هوائی روسی هم بر باد رفت! زيرا تا آخر پائيز و يا مدت درازتری، که ممکن است با نابودی رژيم همزمان شود، موشکی از سوی روسيه به ايران تحويل نخواهد شد آن برداران سپاهی هم که صد در صد در خدمت دولت اسلامی باشند، وجود ندارد. امروز روز بازگو نمودن حقيقت به مردم است! کسی حاضر نيست در مقابله با حمله نظامی آمريکا مقاومت کند. شمارش معکوس برای نظام جمهوری اسلامی فرا رسيده است...!



|

2005/11/03

 دزدی و حـرامخــواری توسط رهـبـران نظـام اسـلامـی



خاتمی در آخرين روزهای كاری خود دستور ساخت سه دستگاه پژو 605 را داده بود. رئيس‌جمهور اسبق بعد از ساخته شدن، يكی از آن خودروها را به كروبی هديه کرد. در همين راستا احمدی ‌نژاد، طی نامه‌ای به كروبی ضمن اين تذكر كه اين ماشين متعلق به بيت‌المال است، خواستار برگرداندن اين خودرو شد.
كروبی پاسخ داده: بر نمي‌گردانم. اين هديه‌ای است كه آقای خاتمی به من داده !

حالا يه وقت فکر نکنين احمدی نژاد چه فرشته ايه که خواسته از دزدی خاتمی و کروبی جلوگيری کنه
احمدی نژاد فقط اومده تتمه ثروت مملکت رو تا قبل از برچيده شدن نظام راهی حسابهای بانکی اربابهاش کنه
حالا دیگه خودتون قضاوت کنين..
ماهيت و تماميت نظام اسلامی رو دزدی ، دروغگويی و حرامخواری تشکيل داده. تازه اينها از پيش پا افتاده تريناشه..

  

تمام سرزمين اسرائيل تعلق ابدی به قوم يهود دارد

اعراب مسلمان غاصب اسرائيل هستند
قوم يهود چند هزار سال پيش از بوجود آمدن اسلام و مسيح در سرزمين تاريخی اسرائيل ساکن بوده و همين بهترين مدعا و سند برای مالکيت اين سرزمين است. بعد از تولد مسيح در سرزمين اسرائيل رقابت بين يهوديان و مسيحيان آغاز شد. عده ای که بدين مسيح گرويده بودند سر ناسازگار ی با يهوديان گذاشتند و باعث آوارگی آنان در سراسر جهان شدند. بعد از گذشت ساليان طولانی و در گذر حوادث و پس از هجوم تجاوزکارانه قوم تازی به بهانه گسترش اسلام، سرزمين اسرائيل بدست حکام فاسد و غارتگر اسلامی می افتد. خلافتهای زورگو و فاسد اسلامی هرگز امکان همزيستی با اديان و مذاهب ديگررا ندارند از اين رو يهوديان (بخصوص) هميشه در سرزمين اجدادی خود تحت ستم بوده اند.


"عربهای مسلمان" متخصص قتل و غارت و آدم ربايی و زورگيری و تجاوز به زنان
قوم تازی(عرب) در سراسر تاريخ قومی تازنده و تجاوزگر بوده است. تمام حکومتها و حکام اسلامی در طول تاريخ 1400 ساله شان تا امروز، دزد و راهزن و حرامزاده بوده اند. آنها هميشه از نقاط ضعف همسايگان خود سوء استفاده کره و دهشتناکترين جنايات و قتل عامها را در حق آنان روا داشته اند.
(منظور از عربها در اينجا همان تجاوزکاران در طول تاريخ است و گرنه بخشی از هموطنان خوزستانی ما بزبان عربی گويش می کنند)

يهوديان حق دارند با توسل به زور سرزمين خود را پس بگيرند
براستی اين اعراب مسلمان هستند که سرزمين يهوديان را غصب کرده اند. اين مسلمانها هستند که بايد سرزمين اسرائيل را ترک کنند. همانهايی که در طول قرنها تحمل همزيستی را با پيروان اديان ديگر نداشتند و هميشه بحقوق آنها تجاوز کرده بودند.


 

احمدی نژاد: اسرائيل بايد از نقشه جهان حذف بشه!

سگی که واق واق ميکنه، گاز نميگيره
گفته اخيرِ رئيس جمهورِ دست نشانده حکومتِ اسلامي، که بايد " اسرائيل از نقشه جهان حذف شود" ، تکاپوی شديدی را در بينِ جوامعِ بين المللی واپوزيسيونِ ايرانيانِ خارج از کشور وملتِ درون مرزی باعث شده و هر کس به گونه ای آنرا تعبير وتفسير ميکند.
بدلايلی که در ادامه، بيان خواهم کرد، اين گفته احمدی نژاد را ، بر اساسِ تجربياتِ کسب شده در طولِ عمرِ کثيفِ جمهوری اسلامي، چندان پر اهميت و يا پر اهميت تر از آنچه تاکنون جمهوری اسلامی انجام داده نميدانم.

بر اساس يک ضرب المثال: ميگويند سگی که واق واق ميکند، گاز نميگيرد و اگر هم گازِ گوچکی بگيرد و يا دليلِ واق واقش، از روی قدرت نيست، بلکه از روی ترس است؛

نتيجه ميتوان گرفت که اينها فقط زمانيکه در جمعِ اراذل و اوباش و چماقدارانِ حکومتِ اسلامی و در محافظتِ نيروهای خود فروخته امنيتيشان هستند، همچون سگی که در منزلِ صاحبش واق واق ميکند، احساسِ قدرت و گردن کلفتی ميکنند وهمينکه دورِ خود و گودِ خود را خالی ببينند، از ترس توانايی نفس کشيدن را نيز از دست ميدهند.


 


|

2005/10/28

 آنها زیر سايه سنگينی خودشان نابود خواهند شد





   در دوران ما که حکومت‌های ديکتاتوری به دشواری بيش از هميشه به زير می‌آيند، اگر عامل خارجی نقش قاطع در سرنگونی آنها نداشته باشد (کامبوديای پول پوت و عراق صدام حسين) يک عامل نيرومند ديگر هست که به کمک مبارزه مردم می‌آيد. چنين رژيم‌هائی زير سنگينی طبيعت‌شان خرد می‌شوند ــ هنگامی که به بيشترينه خلوص خودشان می‌رسند. رژيم فاسد زورگوئی که اجازه يابد به حد اکثر، خودش بشود و تا ژرفای فساد و زورگوئی که در طبع اوست برود زندگی‌اش را کوتاه می‌کند. جمهوری اسلامی با انتخاب احمدی نژاد و گروه تازه فرمانروايانی که با او می‌آيند يا بر او تحميل می‌شوند گام در اين وادی نهاده است. بيست و هفت سال کشيده است تا رژيم اسلامی بتواند خود خالصش را بيابد؛ از زير تاثير گذشته هر چه بيشتر بدر آيد؛ نسل تازه دست پرورده‌اش را به قدرت رساند و به ياری بدترين عناصری از نسل انقلابی که از فاسد کننده‌ترين آزمايش‌های بيست و هفت ساله گذشته بدر آمده‌اند بفرستد.

 


حکومتی که بر پايه  خرافات و دروغ و سودجوئی بنا شده
   انقلاب و جمهوری اسلامی به دليل نا لازم و توضيح ناپذير بودنش، به دليل ناهنگامی (آناکرونيسم) اش ناچار با ناشايسته‌ترين عناصر به پيروزی و قدرت رسيد و ناشايسته‌ترين عناصر را به خود گرفت. (جوانترها در ايران پدر و مادرها را آسوده نمی‌گذارند که آخر چرا انقللاب کرديد؟) يک حکومت درست‌تر که علت وجودی‌اش خرافات و دروغ و سودجوئی نيست نمی‌تواند با چنين عناصری سر کند. هر چه بر اين رژيم گذشت آنها که با طبع يک جمهوری اسلامی ــ در هر کشوری باشد ــ سازگار‌تر بودند بيشتر جذب آن شدند و در يک انتخاب طبيعی، کور دل‌ترين و نامردم‌ترين‌شان دست بالاتر يافتند. هر رژيمی نفرات و هواداران خود را لازم دارد. رژيم اسلامی زمان می‌خواست که يکدست شود به اين معنی که خود را از بقايای روحيه‌ای که حکومت را اساسا و با همه کژروی‌ها و تباهی‌ها، در خدمت توسعه و نوسازندگی می‌خواست بپيرايد. تا وقتی بازماندگان روحيه گذشته، در ميان غوغای طبقه جديد، نوميدانه گونه‌ای توسعه و نوسازندگی را پيش می‌بردند رژيم در پوست خودش آسوده نمی‌بود.

 


 مرکب ابتذال و فساد و توحش هر سال پر رنگ‌ترمی‌شود
   امروز پس از انتخاباتی که بدترين ضربه را به جمهوری اسلامی زده است ميدان هر چه بيشتر به دست اسلامی‌های راستين می‌افتد. رئيس جمهوری تازه حقا نماد اين مرحله در تاريخچه‌ای است که هر سال با مرکب پر رنگ‌تر ابتذال و فساد و توحش نوشته می‌شود. مکتبی‌هائی که دارند در کشاکش فلج کننده جناح‌ها بر سر اعمال نفوذ و سوء استفاده، و چوب‌هائی که از هر سو لای چرخشان می‌رود، به قدرت می‌رسند آرزو‌های بلند دارند: فرو بردن جامعه‌ای که نيم بيشترش در دنيای امروز می‌زيد به چاه جمکران و رساندن ايران به مقام رهبری نيروهای تروريسم اسلامی در جهان. تصادفی نيست که نخستين ابتکارات حکومت تازه تامين بودجه مسجد جمکران بود و چالش کردن جامعه بين المللی در سخنرانی‌های احمدی نژاد در مجمع عمومی ملل متحد. او و پيرامونيان نادان‌ترش البته دير يا زود با واقعياتی که روح مکتب‌شان نيز از آن بيخبر است آشنا‌تر خواهند شد و تکانی که رای شورای کميسيون بين المللی انرژی اتمی به او داد مقدمه‌ای بيش نيست. گروه تازه از هم اکنون خود را در تار عنکبوتی گرفتار می‌بيند که عناصری از آن را دير يا زود به انديشه ضرب شصت نظامی خواهد انداخت.

 


تازه ‌ترين دگرديسی  حکومت اسلامی از بـازار به سپـاه
   جمهوری اسلامی در تازه‌ترين دگرديسی خود تکيه را از حوزه به حسينيه و از بازار به سپاه گذاشته است. (بازار در همه حال کار دلالی و جابجا کردن دلارهای نفتی‌اش را می‌کند.) يک حکومت بسيجی- امنيتی مسلح به بمب اتمی؛ و سرپرست و خزانه دار اصلی جنبش‌های تروريستی اسلامی و سردمدار يک اردوگاه تازه جهانی با شرکت "چاوز" ونزوئلا، رويای تازه‌ترين مدعی جانشينی صلاح الدين است که برای جنگ صليبی سده بيست و يکم آماده می‌شود. (صدام حسين مدعی پيشين صلاح الدينی بود).

 


دستاوردهای حکومت فقر و سرکوب و نادانی
   اينهمه در کشوری است که گريز سرمايه از آن با گريز مغز ها پهلو می‌زند و به ابعاد خونروش نزديک می شود و نه تنها سرمايه‌های چند ده ميليونی، بلکه چند ده هزار دلاری راه خارج را در پيش می‌گيرند (رئيس قوه قضائی دم از سرمايه گزاری دويست ميليارد دلاری ايرانيان در دبی می‌زند و ده هزار شرکت ايرانی که در آنجا کار می‌کنند.) در کشوری است که نسبت معتادان به جمعيت در آن رتبه اول را در جهان يافته است (شمار معتادان را پنج ميليون تن تخمين می‌زنند) و در دانشگاه‌هايش "بسيجی‌های فعالی" را راه می‌دهند که با نمره‌های صفر در زبان خارجی و رياضيات و فيزيک در پی گرفتن درجه مهندسی هستند.

   با چنين زيرساخت اقتصادی و فرهنگی و با چنان برنامه چالشگری بين المللی، جماعتی که از سينه زنی تا گلوله زنی آغاز کرده‌اند، به پشتگرمی درآمدهای متورم و تورم زای نفتی، و آن بخش جمعيت که برايش چاه زنانه و مردانه می‌زنند که دست‌هاشان را به دستی هزار ساله در بن آن چاه برسانند، خود را در بالا‌ترين جا‌ها می‌يابند و حقيقتا خيال می‌کنند که "می‌توانند." دستگاه حکومتی که سرمايه اصلی‌اش نادانی است و غروری که از نادانی برخاسته است، دارد خودش و ايران را به چاه بزرگ‌تری رهبری می‌کند که زير پای خويش می‌کند. خامنه‌ای و شرکاء با کاميابی انکار ناپذير در کار آنند که جمهوری اسلامی دلخواه خمينی را بسازند و انقلابی را که نخستين صلای تروريسم اسلامی را در آبادان 1357/١٩٧٨ در داد به سرنوشت گريز ناپذيرش، فرو افتادن در آن بد‌ترين چاه، که تصورش لرزه آور است، برسانند. (باز هم چاه، ولی در جائی که ما هستيم از تمثيل چاه چاره‌ای نداريم).
داريوش همايون


|

2005/05/24

 واپسين ماه های جمهوری اسلامی





امير سپهر


در طرح خاورميانه بزرگ جايی برای رژيم فعلی ايران وجود ندارد

در اين سالهای سياه بقدری از سر دلتنگی تند گويی و گزافه نويسی شده که سخنی جدی نيز چنانچه کمی بد هضم به نظر آيد مصداق همان فرض نگاری های هميشگی را پيدا خواهد کرد. از اين روی شايد اين جمله (جمهوری اسلامی بطور حتم رفتنی است) آنهم بزودی، هم ادعايی صرفآ زائيده تخيل، در حد گمانه زنی و يا گزافه پردازی به نظر آيد، ليکن اينگونه نيست، توجه به فاکتها و عينيْت های منطقه خاورميانه و جهان به روشنی حاکی از اين است که در بهترين حالت هم ملا ها برای حفظ اين رژيم بصورت کنونی ديگر حتی يک درصد هم شانس ندارند.

تغييرات بنيادين و چشمگير در رژيم بوجود آوردن حدافل کاری است که حاکمان تهران به ناگزير بايد تا قبل از پايان تابستان انجام دهند. اگر جمهوری اسلامی نتواند تا آنزمان به نظامی متعارف و متعهد به ميثاق های بين المللی بدل گردد، يعنی به نقض حقوق شهروندان پايان ندهد، اگر اسرائيل را به رسميت نشناسد، از فتنه انگيزی در لبنان و عراق و افغانستان دست برندارد، بويژه در زمينه عادی سازی روابط خود با آمريکا تا آنجا پيش نرود که سفارت آنکشور را درتهران بازگشايی کند و بالاخره به اين بساط وقت کشی و موش و گربه بازی مضحک در زمينه اتمی خاتمه ندهد بطور حتم با حمله نظامی ايالات متحده مواجه خواهد شد. آنچه آمد حداقل ها برای تبديل شدن به رژيمی عادی است، اما با شناختی که همگان از ملا های حاکم بر ايران دارند، تصور نمی رود که رژيم آنها اگرهم بخواهد با ترکيب فعلی موفق گردد که حتی نيمی از اين تغييرات حد اقلی را هم بوجود آورد. اما اين نظام به فرض اگر حتی موفق به انجام چنين تغييراتی نيز گردد باز هم شانس بقايی نخواهد داشت، چرا که در گذشته تمامی شانس ها خود را يکی پس از ديگری سوزانده و اينک بر سر يک دو راهی قرارگرفته است، که از قضا هيچ کدامی اين راهها هم بقول زند ياد اخوان ثالث رو به شهر و باغ و آبادی نيست.

چنانچه بدين تغييرات تن در دهد که ديگر جمهوری اسلامی نخواهد بود، ضمن اينکه در اين حالت رژيم به سرعت بدست خود مردم سرنگون خواهد شد، اگر هم جان سختی کند و بازبه همان بازی های گذشته ادامه دهد بدون شک با حمله نظامی از پای افکنده خواهد شد. گوهر و ساختار و از اينها مهمتر پيشينه اين رژيم نشان ميدهد که پذيرش فرض اول در مورد جمهوری اسلامی تقريبآ محال است، کسانی که اميد به عاقل شدن اين نظام بسته اند ولو به بخش کوچکی از آن ضمن اينکه فقط خود را خسته می کنند، به اعتبار خود نيز لطمه جبران ناپذيری میزنند. اين ادعا پس از هفت سال ديگر واقعآ مضحک و نابخردانه است که گويا تندرو ها و يا بقول خودشان جناح انحصار طلب مانع از انجام اصلاحات گرديدند، اگر چند نفری در دارو دسته دوم خردادی ها به جد اصلا طلب بوده باشند بجای خود، اما اين ادعا حداقل در مورد خود خاتمی و نزديکانش اصلآ قابل پذيرش نيست که آنها جدآ خواهان انجام اصلاحات بوده اند. خاتمی هرچه به ماههای پايانی رياست جمهوری خود نزديکتر ميشود بيشتر چهره حقيفی خود را نمايان می سازد.

در حاليکه وضع داخلی از هميشه خراب تر است و مجلس کاملآ در دست برگزيدگان مستقيم علی خامنه ای و جنتی است و اختناق بيش از هر زمانی بر فضای کشور سايه افکنده مواضع اين جناب اصلاح طلب روزبروز تند تر می شود. تاجائيکه سخنان امروز رئيس جمهور بظاهر اصلاح طلب ديروز حتی از علی مشکينی و خود خامنه ای و جنتی نيز تند تر و ارتجاعی تر است. نوشته ها و اظهارات اخير حجاريان معمار اصلاحات ديروز را هم اگر مرور کنيم به همين نتيجه خواهيم رسيد. اين همه نشاندهنده اين حقيقت است که همه چيز فريب بوده و آن پروژه بعد از جريان دادگاه ميکونوس و بی آبرويی کامل رژيم در صحنه جهانی در اصل برای بازی با ايرانيان و جهانيان تدوين گرديده بود. زيرا آقای خاتمی که کار خود را با عذر خواهی از آمريکائيان به دليل اشغال سفارت آنها آغاز کرده بود و دائمآ از گفتگوی تمدن ها و سياست تنش زدايی دم می زد امروز از چنان ادبيات و الفاظی پسمانده و نازل استفاده ميکند که سخنان اسامه بن لادن را در ذهن آدمی تداعی می کند. اين نقيصه يعنی دروغگويی و فريبکاری اما صرفآ به شخص خاتمی و جنتی و خامنه ای و رفسنجانی و ساير پايوران اين نظام مربوط نميشود، اين نقيصه ای است که به ذات جمهوری اسلامی بر می گردد.

رژيم اسلامی بافت و ساختاری دارد که در 26 سال گذشته نه خواسته و نه کلآ توانسته است که حتی به يکی از قول و قرار هايش پايند بماند . اين نظام چه در سياست داخلی و چه در صحنه بين المللی پيوسته نشان داده که انتظار مقيد ماندن از آن به ميثاق هايش انتظاری بيهوده و هدر کردن وفت و انرژی است. درست است که قسمتی از اين نقيصه بزرگ به شخصيت نازل متوليان اين رژيم مربوط می گردد که تصور می کنند تا ابد ميتوانند جهان را با ريا و صد رنگی بفريبند، اما بخش ديگر و اصلی همانطور که اشاره شد مشکلی است که در گوهر اين نظام است، بگونه ای که حتی اگر هم بخواهد ذاتآ قابليّت وفاداری به معاهدات خود را ندارد و فاقد استعداد استحاله پذيری و اصلاح شدن است.

آنچه در اين مورد به ذات اين رژيم بر می گردد مربوط به آقای خمينی است. وی اساسآ گِلِ اين نظام را از دروغ و فريب سرشت. تا مقطع 57 واژه روحانی يک واژه احترام بر انگيز و اطمينان بخش بود حتی برای غير باورمندان. نه مردم خودمان و نه اصولآ جهانيان هرگز تصور نمی کردند که روحانيت اسلام بتواند تا اين اندازه دروغگو و فريبکار و دزد باشد. در ماههای پايانی رژيم گذشته سايروس ونس وزير خارجه دولت جيمی کارتر که مخالف شاه فقيد بود در دفاع از آقای خمينی در بخشی از سخنرانی خود درکنگره آمريکا گفت :

"خانمها و آقايان، آيت الله خمينی يک پريست (مرد روحانی) است، پريست که نميتواند دروغ بگويد"!

آقای خمينی هم درست از همين اعتماد و اعتبار همگانی سوء استفاده کرد و با آلودن زبان خود به هر دروغ زشتی و دست يازيدن به هر فريب و نيرنگی جمهوری اسلامی مورد نظر خود را بنيان گذارد. حتی با جزغاله کردن صد ها زن و کودک و پير و جوان بيگناه در سينما رکس که بتواند گناه آنرا به گردن رژيم سابق اندازد و يا حمله به مسجد کرمان و تخريب آن مکان مقدس با همان نيّت و چه با وعده های سرا پا فريبکارانه به مردم معتقد داخل و چه با گول زدن جهانيان. آن مرد با پشت کردن حتی به نازل ترين فروزه های اخلاقی خود و شاگردانش را به راه بی بازگشتی کشاند که سر انجام آن منفور شدن دين اسلام در نظر جهانيان، بی اعتباری کامل روحانيت و دين زدايی از جامعه ايران بود.


بازی سرنوشت ساز اروپا و آمريکا بر سر ايران

اين خصلت و طبيعت سازش ناپذيری جمهوری اسلامی با نرم های جهانشمول و متعارف چيزی نيست که ديگربر کسی پوشيده مانده باشد. حتی اگر اندک اميدی هم در دوران اصلاحات دروغين بوجود آمده بود پس از هفت سال پر فريب ديکر بکلی از ميان رفته است. در حال حاظر نه تنها آمريکا که اروپا نيز از اين حقيقت کاملآ مطلع است که رژيم ايران هرگز اصلاح شدنی نيست. اروپايی ها اما چاره ای جز ادامه دادن به اين وضع و به معجزه ای دل بستن ندارند. آنها همه ی تخم مرغهای خود را در سبد اصلاح طلب ها گذاشته بود. شکست اصلاح طلبی ر ايران کمر سياست اروپا در ايران نيز شکست.



اختلاف اروپا با آمريکا بر سر مسئله اتمی صرفآ يک امرظاهری است. نام آنچه که اين دو قطب اقتصادی سياسی را در ارتباط با ايران در مقابل هم قرار داده رقابت است نه اختلاف. رقابتی پنهان اما سخت و سرنوشت ساز بر سر کنترل منطقه بسيار مهم خاورميانه. اين دو قطب منطقه زرخيز و استراتژيک خاورميانه را دروازه اصلی جهان ميدانند و ايران کليد اين دروازه طلايی است. اروپايی ها بر اين باورند که پس از فروپاشی بلوک شرق ايالات متحده بدنبال استقرار نظمی نوين در جهان است و آنکشور قدرتمند سر آن دارد که هژمونی خود را بر جهان مسلط سازد، و حال آمريکا با تسخير مستقيم کويت و عراق در يک قدمی اين موفقيت بی همتا است. با چنين نگرشی است که اروپا درتحليل نهايی به اين نتيجه می رسد که چنانچه ايران را از کف بدهد همانند آن است که جهان را از دست داده است. تمام جان کندن اروپا بويژه در دفاع از صدام و باز هم بويژه از سوی فرانسه بر سر همين موضوع بود.



چرا که در صورت تحقق اين سياست آمريکا کشور فرانسه بطور کلی از گردونه معادلات سرنوشت ساز جهانی حذف خواهد شد. چون انگليس صرفنظر از جای پای سنتی که در خاورميانه عربی و قسمتی از افريقا دارد، با مهارت خود را با آمريکا نيز نيمچه شريک ساخته، آلمان هم هنوز از گرفتاريهای تاريخی آنچنان رها نشده که با اتکاء به نفس و جسارت در اين عرصه ها سهم زيادی طلب کند. ضمن اينکه هنوز هم اسير وابستگي های عميق سياسی است که با آمريکا در پنجاه سال اشغال پيدا کرده، بويژه جناح دموکرات مسيحی آنکشور که به احتمال قريب به يقين هم برنده انتخابات نزديک آتی خواهد بود کلآ طرفدار خط مشی آمريکا است. آلمان اما با قابليّت های صنعتی بالايی که دارد زياد نگران نيست. اين اژدهای بی بديل صنعت هم اينک جز آنکه آسيای جنوب شرقی (مخصوص ژاپن)، روسيه، آمريکای جنوبی و مرکزی و بخش بزرگی از خاورميانه و قاره سياه را در تسخير خود دارد که حتی پس از خود آمريکا بزرگترين بازار آنکشورا نيز در انحصارخود دارد. بنا بر آنچه آمد، در اين ميان فرانسه است که بيش از هر کشوری نگران موفقيّت سياست خاور ميانه ای و جهانی آمريکا است.


سر انجام اينکه در حال حاظر پيچيده ترين بازی سياسی سراسر تاريخ بين ايالات متحده آمريکا و اروپا در جريان است، آنهم بر سر ايران (دروازه اصلی جهان). امريکا اما در اين بازی سرنوشت ساز برگهای برنده چندی در دست دارد که بزرگترين آنها آس دلی است که نام اصليش ملت ايران است. پيگيری اين مطلب موضوع بخش بعدی اين نوشته تحليلی خواهد بود.

اسفند ماه 1383
نوزدهم روز از ماه مارس دوهزاروپنج ميلادی


|